اگر که غم برای توست ، غم به درد می خوردغمت برای خوب بودنم به درد می خوردنباید از یکی دو قطره اشک هم گذشت ، چون …همین دو قطره اشک لاجرم به درد می خوردبلند گریه می کنم ، هزار شکر این صدا …برای روضه ی تو دست کم به درد می خورداگر چه سنگدل شدم ولی حسین ، قلب منبرای سنگ فرش در حرم به درد می خورداگر پرم به درد پر زدن نمی خورد ولی …برای روی تیغه ی علم به درد می خوردحسین اگر خودت نظر کنی به شعرهاى منشبیه شعرهاى محتشم به درد می خوردمدافع شعائر توایم با سلاح شعردرست مثل اسلحه قلم به درد می خورددم حماسی میانه دار روضه گرم بادشبیه ذوالفقار این دو دم به درد می خوردهزار حج به زیر پای زائر تو ریختهمسیر کربلا قدم قدم به درد می خورددر آخرت تو را به جان مادرت قسم دهمدر آخرت فقط همین قسم به درد می خوردعزیز فاطمه ! به فکر هیچ کس نمی رسیدبرای دفن تو حصیر هم به درد می خوردآرش براری
برچسب:
نویسنده: بهار محمودی
تاريخ: يکشنبه
15 اسفند
1395 ساعت: 11:43